آدرس جدید فیلتر شدیم
ساعت ٦:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٢٠ 

 

موج سبز 2

http://mojesabz1390.blogsky.com

 

 


کلمات کلیدی: با مدیریت بلاگ
 
افزایش زنان تحصیل کرده در ایران
ساعت ۱۱:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/٢٦ 

براهیم خدایی، قائم مقام سازمان سنجش آموزش کشور، با اعلام اینکه ۶۱ درصد داوطلبان آزمون سراسری امسال دانشگاه‌ها دختر هستند، گفت که این میزان نسبت به سال پیش تغییری نکرده است. این خبر آقای خدایی شاید به نوعی اطمینان خاطر دادن به آن گروهی در داخل حکومت ایران باشد که رشد تعداد دانشجویان دختر را یک تهدید قلمداد می‌کنند و خواستار اتخاذ تدابیری در کنترل آن هستند.

 مرضیه وحید دستجردی وزیر بهداشت در بهمن سال گذشته به مسئولان سازمان سنجش آموزش کشور هشدار داد که اگر روند گزینش دانشجو را کنترل نکنند نسبت دختران به کل ورودی‌های دانشگاه‌ها به هفتاد درصد هم خواهد رسید.

افزایش حضور زنان در مقاطع تحصیلی دانشگاهی مسئله ای است که این روزها دولتمردان و بخصوص مسئولان آموزش عالی در ایران با آن روبرو هستند. این افزایش به گونه‌ای است که در طی چند سال گذشته نسبت دانشجویان زن را به بیش از شصت درصد کل دانشجویان شاغل به تحصیل در دانشگاه‌ها رسانده‌است. نسبتی که اقشار مختلفی را در بدنه حکومت و حتی بیرون از آن نگران کرده‌است. با اینکه ترکیب جمعیتی دختران در رشته‌های مختلف متفاوت است و در رشته‌های فنی و مهندسی به حداقل می‌رسد ولی این وضعیت نیز چیزی از نگرانی‌ها نمی‌کاهد.

اگرچه گروهی کنترل جمعیت زنان و چگونگی حضور آنان در عرصه دانشگاه‌ها را یکی از قدم‌های مهم در اسلامی کردن دانشگاه‌ها می‌دانند ولی علاوه بر دغدغه دین نکات دیگری نیز در این میان هست که ذهن سیاستمداران و روحانیان و جامعه‌شناسان را، گرچه با رویکردهای متفاوت، خود مشغول کرده است. نکاتی که به ظاهر، از مشکل حجاب و روابط دختر و پسر در محیط دانشگاه، مهمتر و پیچیده‌تراند.

مسایلی که گاه سیاستمداران و دولتمردان را با تناقض‌هایی در حرف و عمل روبرو می‌کند. برای مثال می‌توان به پذیرش کنوانسیون رفع کلیه اشکال تبعیض علیه زنان بوسیله جمهوری اسلامی از یک سو و نگرانی از افزایش حضور زنان در دانشگاه‌ها و تلاش در کنترل آن از سوی دیگر اشاره کرد.

آمارها چه می‌گویند؟
به دلیل تنوع مراکز آموزش عالی در کشور و عدم وجود یک سیستم جامع جمع آوری و ارائه آمار و اطلاعات در زمینه‌های مختلف در بدنه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، دسترسی به اطلاعات تفکیکی جمعیت دانشجویی کشور (حداقل برای عموم) چندان ساده نیست و تنها منبع قابل استناد که اطلاعات جمعیتی دانشجویی کشور را در کنار دیگر آمارهای جمعیتی در بازه‌های زمانی پنج ساله منتشر می‌کند، مرکز آمار ایران است.

براساس سالنامه آماری ۱۳۸۵مرکز آمار ایران، تعداد کل دانشجویان دختر نسبت به پسر از سال تحصیلی ۱۳۸۱-۱۳۸۲ به این سو هر ساله افزایش یافته است. طبق این آمار، نسبت کل دانشجویان دختر شاغل به تحصیل در دانشگاه‌های کشور از ۴۹ درصد در سال ۱۳۸۰-۱۳۸۱ به ۵۰ درصد در سال بعد از آن و به ۵۲ درصد در سال تحصیلی ۱۳۸۵-۱۳۸۶ رسیده است.

به بیان دیگر در سال ۱۳۸۰ از یک میلیون ششصدهزار دانشجوی ایرانی هفتصد و هفتاد هزارنفر دختر بوده‌اند که در سال ۱۳۸۵ به یک میلیون پانصد هزار نفر افزایش یافته‌اند. درهمین سال در کل دومیلیون هشتصد هزار نفر در دانشگاه‌ها مشغول به تحصیل بوده‌اند.

اگر چه برای سال‌های پس از این تاریخ اطلاعات آماری یکپارچه و معتبری منتشر نشده است ولی بر اساس سخنان مسئولان سازمان سنجش آموزش کشور و اخبار جسته و گریخته منتشر شده از سوی این سازمان، سرعت این رشد در سالهای پس از ۱۳۸۶ نه تنها کند نشده است بلکه بیشتر نیز شده است. البته منبع دیگری نیز وجود دارد که می‌توان به استناد آن تعداد داوطلبان بالقوه ورود به دانشگاه‌ها را بر اساس جنسیت در این سال ها برآورد کرد.

آمار دانش آموزان دوره آموزش متوسطه که توسط وزارت آموزش و پرورش ایران منتشر شده است، نشان دهنده این است که در طی سال‌های اشاره شده، نسبت دانش آموزان دختر مقطع پیش دانشگاهی به کل دانش آموزان در همین مقطع، هر سال افزایش پیدا کرده‌است به طوریکه در سال تحصیلی ۱۳۸۸-۱۳۸۹ این نسبت به ۶۰ درصد رسیده است.

با توجه به این که برای ورود به اکثر مقاطع تحصیلی دانشگاهی در ایران داشتن مدرک پایان دوره پیش دانشگاهی الزامی است و با در نظر گرفتن بعضی از پارامترهای اجتماعی و اقتصادی دیگر، می‌توان نتیجه گرفت که نسبت دختران واجد شرایط برای ورود به دانشگاه‌ها به کل داوطلبان هر سال بیش از پیش شده است و با روند فعلی همچنان افزایش خواهد یافت.


مشکل چیست؟
با وجود تفاوت‌های اساسی، می‌توان همه دیدگاه‌های مسئولان حکومتی و دینی و جامعه شناسان را در سه گروه طبقه بندی کرد. گروهی افزایش تعداد زنان در مقاطع دانشگاهی را بحران زا و عده‌ای آن را فرصت ساز تلقی می‌کنند. گروه سومی نیز وجود دارند که معتقدند این هیاهویی است بر سر هیچ.

معتقدان به بحران‌زایی یا به قولی بدبین‌ها، که بیشتر از بخش سنتی و مذهبی جامعه هستند، افزایش تعداد زنان تحصیل کرده (دانشگاهی) را به دو دلیل بحران‌زا می‌دانند. مشکل اول از رقابت بر سر دستیابی به شغل مناسب در بازار کار سرچشمه می گیرد. احتمال دستیابی به شغل مناسب در شرایط امروز کشور که آمار بیکاری بالا است برای افرادی که تحصیلات دانشگاهی دارند نسبت به سایرین بیشتر است.

نیاز بازار کار به نیروی متخصص و تعداد کمتر مردان تحصیل کرده نسبت به زنان، بالطبع باعث افزایش بیکاری بیش از پیش در بین مردان می‌شود و در جامعه‌ای که وظیفه تامین مایحتاج خانواده به طور پیش‌فرض و بر اساس سنت برعهده مرد است، این افزایش بیکاری می‌تواند زمینه‌ساز بحران‌های اجتماعی جدی تلقی شود.

دومین دلیل این گروه به مسئله ازدواج و نقش زن در خانواده بر می‌گردد. آنها معتقدند که در آینده بسیار نزدیک عدم تناسب تعداد دختران تحصیل کرده به تعداد پسران با تحصیلات عالی از سویی، و افزایش سن ازدواج دختران و کاهش شانس همسریابی برای آنها از سوی دیگر، باعث افزایش تعداد دختران مجرد خواهد شد. همچنین تحصیلات زنان و به دنبال آن اشتغال زنان در خارج از خانه به شکنندگی خانواده‌ها منجر خواهدشد. شکنندگی نهاد خانواده هم به این دلیل است که زنان تحصیل کرده، کمتر بچه‌دار می‌شوند، توقع بالاتری از شوهران خود دارند. موقعیت جدید زنان در عمل هنجارهای مربوط به فرهنگ سنتی جامعه را متزلزل می کند به طوریکه موقعیت مرد به عنوان سرپرست طبیعی خانواده بطور جدی به خطر می‌افتد. از نظر حامیان این دیدگاه، همچنین، افزایش زنان مجرد و اشتغال زنان در بیرون از خانه موجب افزایش فساد در سطح جامعه هم خواهد شد.

در برابر این گروه، خوشبین‌ها معتقدند که تحصیلات دانشگاهی زنان و حضور آنها در عرصه‌های مختلف اجتماع علاوه بر رشد فرهنگ عمومی جامعه، نشان دهنده توسعه‌ اجتماعی کشور نیز هست. زنان تحصیل کرده هم به طور مستقیم در افزایش بهره وری اقتصادی دخیل اند و هم در نقش مادر، با تربیت بهتر نسل آینده، به طور غیر مستقیم موجب پایداری رشد کشور خواهند شد.

گروه سوم نیز معتقدند، کشوری که حدود ده میلیون نفر بیسواد و بیست میلیون نفر کم سواد دارد و جمعیت زنان بیسوادش یک و نیم برابر مردان بی سواد است، توجه ویژه به افزایش تعداد زنان تحصیل کرده، هیاهو کردن بر سر هیچ است. آنها معتقدند که با توجه به واقعیت‌های اجتماعی جامعه‌ امروز ایران و اولویت ازدواج و تشکیل خانواده و فرزند برای زنان، تحصیل برای زنان بیشتر وجهی منزلتی دارد. از سوی دیگر باید به این نکته نیز توجه کرد که چه تعداد از زنان فارغ التحصیل شده از دانشگاه‌ها جذب بازار کار می‌شوند.

آمارها نشان می دهند که میزان اشتغال آنها از ۱۲ درصد تجاوز نمی‌کند که بیانگر مردانه بودن بازار کار ایران است یا به زبانی ساده‌تر زنان رقیبی برای مردان در بازار کار ایران محسوب نمی‌شوند. افزایش سن ازدواج در کشور و مسایلی مانند آن نیز چیزهایی نیستند که بتوان تحصیل زنان در دانشگاه‌ها را مسبب آن قلمداد کرد و باید ریشه‌های آنها را در جاهای دیگر جستجو کرد.


سیاست ها و الزام ها
در ظاهر از بین سه این گروه، دسته بدبین‌ها حضور گسترده‌تری در ساختار برنامه‌ریزی و مدیریت کشور دارند و با همین دیدگاه همزمان در دو شاخه تلاش‌هایی را برای کنترل بحران های آتی آغاز یا تشدید کرده‌اند. این دو شاخه، یکی تلاش در تغییر نسبت تعداد دانشجویان و دیگری کم کردن اثرهای این افزایش حضور است.

در شاخه نخست، بخش‌های مختلفی در قوه های مقننه و مجریه با تدوین قوانین و اعمال روش‌هایی در اجرا در تلاشند تا ورود دختران را به دانشگاه‌ها محدود کنند یا حداقل در ورود دانشجویان به بعضی از رشته‌ها اولویت را به پسران بدهند. البته این به غیر از رشته‌هایی است که از ابتدای برقراری جمهوری اسلامی به طور کامل مردانه یا زنانه بودند و کماکان هم هستند.

سهمیه بندی جنسیتی در گزینش دانشجو یکی از سیاست‌های اجرایی دولت برای کاهش جمعیت دختران در دانشگاه است که پس از اعلام و چندین بار تکذیب و تایید، به طور بی سر وصدا در بعضی از رشته‌ها بوسیله سازمان سنجش آموزش کشور با نام "تناسب سازی جنسیتی در کنکور" پی گیری شد. مخالفان این روش آن را ظالمانه و به دور از آینده نگری می‌دانند و معتقدند که با این کار سطح کیفی و علمی دانش آموختگان و همچنین دانشگاه‌ها با ورود افرادی با توانایی علمی کمتر به سیستم آموزش عالی، کاهش خواهدیافت.

در اجرای گزینش جنسیتی مشکل دیگری نیز وجود دارد. این مشکل از آنجا ناشی می‌شود که تعداد دختران در مقطع پیش دانشگاهی بیشتر از پسران است به بیان دیگر به طور طبیعی تعداد داوطلبان مرد در کنکور ورودی دانشگاه ها کمتر است.

اگر در بخش محدود کردن ورود دانشجویان دختر به دانشگاه‌ها راه‌های زیادی در پیش پای دولت نیست، در عوض به نظر می‌رسد در شاخه کم کردن اثر حضور زنان، مجموعه متنوعی از قوانین و راهکارها وجود داشته باشد که دست دولت را برای کاهش اثرهای این افزایش حضور باز می‌گذارد که البته باز هم در عمل با وجود تنوع ابزارها اجرای سیاست ها چندان ساده نیست. برای مثال در بخش اسلامی کردن فضای دانشگاه‌ها، سیاست‌ها و راهکارهای متنوعی وجود دارند که اجرای آنها در عمل یا پرهزینه‌اند یا ناممکن. طرح‌های تفکیک جنسیتی زمانی و مکانی، تاسیس دانشگاه‌های تک جنسیتی، انتقال دانشجویان دختر به دانشگاه‌های محل سکونت والدین، و پذیرش دانشجویان دختر در محل سکونت از جمله چنین طرح‌هایی هستند.

مسئولان ایرانی در بخش کنترل بحران احتمالی اشتغال در آینده نیز با مشکلاتی رو برو هستند. با توجه به اینکه نظام آموزش عالی کشور نمی تواند کارآفرین تربیت کند وفارغ التحصیلان دانشگاه ها اکثرا فاقد مهارت های لازم هستند به ناچار باید به شغل های کاملا تعریف شده موجود یا مشاغلی که دولت آماده می کند اکتفا کنند. تعداد این مشاغل هم محدود است و هم افزایش سالانه آنها بسیار اندک.

در اینجا دولت به عنوان کارفرما می تواند با اعمال قوانین و سیاست های محدود کننده و فرستادن زنان تحصیل کرده به خانه ها شانس اشتغال مردان را افزایش دهد. ولی این عمل از سویی موجب نارضایتی های پنهان و آشکاری خواهد شد که بسیار ریشه دار و گسترده است و از سوی دیگر نیروی مردانه متخصصی نیز وجود نخواهد داشت تا در بخش های مورد نیاز به کار مشغول شود. البته نباید الزام ایران به رعایت مفاد کنوانسیون رفع کلیه اشکال تبعیض علیه زنان را نیز از یادبرد که دولتمردان حد اقل در عرصه تبلیغات هم که شده باید پایبندی خود را به آن نشان دهند.


کلمات کلیدی: جنبش زنان
 
بی خبری مطلق از یک روزنامه نگار زندانی
ساعت ۱٠:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/٢٦ 

سایت کلمه: نزدیک به دو ماه از بازداشت کیوان مهرگان، روزنامه نگار زندانی می گذرد اما هیچ خبری از او در دسترس نیست.

کیوان مهرگان از جمله روزنامه نگاران روزنامه شرق محسوب می شود که در پی مراجعه نیروهای امنیتی به این روزنامه در روز شانزدهم آذر ماه سال جاری بازداشت و به بند ۲۰۹ وزارت اطلاعات منتقل شد .

در این بازداشت به جز کیوان مهرگان، احمد غلامی، فرزانه روستایی و علی خدابخش سرمایه گذار این روزنامه هم بازداشت شدند که از این جمع احمد غلامی و علی خدابخش بعد از ۲۰ روز از زندان آزاد شدند . بعد ازبازداشت این روزنامه نگاران هادی انواری و ریحانه طباطبایی از دیگر خبرنگاران روزنامه شرق هم بازداشت شدند . هادی انواری بعد از مدت کوتاهی از زندان آزاد شد . اما فرزانه روستایی، کیوان مهرگان و ریحانه طباطبایی همچنان در بازداشت به سر می برند.

مهرگان بعد از حوادث عاشورای سال گذشته نیز بازداشت شده و مدت دو ماه را در بند ۲۰۹ زندان اوین گذرانده بود. او در دادگاهش به سه سال حبس تعلیقی محکوم شد .در حالی یک ماه و نیم ازدومین بازداشت مهرگان می گذرد که هیچ اطلاعی از وضعیت این روزنامه نگار زندانی در دست نیست .


کلمات کلیدی: زندانیان سیاسی
 
سیزده روز اعتصاب و انفرادی سه زندانی سیاسی
ساعت ۱٠:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/٢٦ 

خبرگزاری هرانا – سه زندانی سیاسی محبوس در زندان مرکزی ارومیه که از سیزده روز پیش در پی انتقال حسین خضری به محل نامعلوم به سلول انفرادی منتقل شده اند کماکان در اعتصاب بسر می برند.

بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، حبیب الله گلپری پور زندانی سیاسی محکوم به اعدام به همراه احمد تمویی که دارای محکومیت پانزده ساله است همچنان در سلول انفرادی و در اعتصاب غذا بسر می برند.

حسین میرزایی پیشتر به دلیل ضعف جسمانی و وخامت حالش به بهداری زندان منتقل و با شکستن اعتصاب به بند 12 نزد سایر زندانیان بازگشته اما علی احمد سلیمان دیگر زندانی سیاسی به دلیل نامعلومی پس از اعلام اعتصاب به اداره اطلاعات ارومیه منتقل شده است و از وضعیت وی اطلاعی در دست نیست.

در پی اجرای حکم اعدام حسین خضری برخی از زندانیان سیاسی ارومیه به گزارشگر هرانا اطلاع دادند در هماهنگی با سایر زندانیان سیاسی کرد محبوس در زندانهای تبریز و زنجان، سقز و مهاباد از فردا دست به اعتصاب غذا خواهند زد.


کلمات کلیدی: زندانیان سیاسی
 
جنایتکاران حسین خضری را به دار آویختند
ساعت ۱٠:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/٢٦ 

کانون زندانیان سیاسی ایران(در تبعید)

جنایتکاران جمهوری اسلامی حسین خضری را به دار آویختند

جنایتکاران رژیم جمهوری اسلامی سحرگاه روز شنبه بیست و پنج دی ١٣٨۹، زندانی سیاسی کرد، حسین خضری را مخفیانه در زندان مرکزی شهر ارومیه به دار آویختند. برای به اجرا در آوردن مخفیانه و بی سروصدای حکم اعدام، حسین خضری را دو هفته پیش از اعدامش از بند عمومی و از سایر زندانیان جدا کرده و به محل نامعلومی برای افکار عمومی انتقال دادند. دو هقته عموم را نسبت به وضعیت حسین در بی خبری مطلق نگه داشتند و با انواع و اقسام شایعات و اخبار ضد و نقیض، زمینه اعدام وی را تدارک دیدند.

رژیم جمهوری اسلامی برای جلوگیری از هرگونه اعتراضی که دستان خون آلود آن را برای کشتار زندانیان سیاسی ببندد، به اعدام مخفیانه آنان روی آورده است، سیاستی که تنها نشان دهند ضعف و درماندگی و حشت اش از اعتراضات مردمی است. جوانان مردم را به بهانه های ساختگی دستگیر و با شکنجه از آنان اعتراف می گیرند و سپس به جوخه مرگ می سپارندشان. با چنین رژیمی، که از هیچ جنایتی برای بقاء خود دریغ نمی کند و تمام وجود منحوس آن به خون انقلابیون و آزادی خواهان آغشته است، تنها باید در میدان مبارزه تعیین تکلیف کرد و بساط حکومت و جنایات اش را برچید.

۲۵دی ١٣٨۹ برابر با ١۵ژانویه ۲٠١١


کلمات کلیدی: زندانیان سیاسی
 
تحولات تونس هشداری برای همه رهبران خودکامه
ساعت ۱٠:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/٢٦ 

روزنامه فایننشال تایمز در شماره امروز خود نوشت : سیر تغییرات تونس دنیای عرب را متحیر ساخت. موج اعتراضات یکماهه رئیس جمهور تونس را از قدرت برکنار کرد و به حاکمیت بیست و سه ساله یکی از خودکامه ترین رهبران عرب پایان داد. تونسی ها پس از نطق تلویزیونی محمد غنوشی نخست وزیر این کشور مبنی بر اینکه قدرت را از زین العابدین بن علی گرفته است، از سرعت تحولات در کشورشان متحیر شدند. بن علی از تونس گریخته است و گفته می شود اکنون در شهر جده در عربستان سعودی است. مقامات سعودی نیز این خبر را تایید کردند. غنوشی وعده اصلاحات سیاسی و اقتصادی را مطرح کرد و از نمایندگان مخالف برای مذاکرات روز شنبه و تشکیل دولت دعوت کرد. هنوز مشخص نیست که تونس پس از این تغییر تا چه اندازه به سمت نظامی دموکراتیک تر حرکت می کند. اما پایان دوره بن علی نمونه ای نادر از افول رهبری عرب را نشان می دهد که با طغیان مردمی به زیر کشیده شد. این حادثه زنگ خطری برای رهبران خودکامه منطقه خواهد بود و همزمان به جوانان امید می دهد که تغییر امکان پذیر است. اعتراضات تونس از یک ماه قبل اغاز شد و به سرعت گسترش یافت. گرچه رئیس جمهور سابق این کشور یکی پس از دیگری امتیاز می داد، خواسته تونسی ها بر یک چیز متمرکز شده بود: بن علی باید برود.

**********************************************

 آه و فغان رژیم از نادیده گرفتن گروههای اسلامی تونس

سایت تلویزیون عرب زبان العالم وابسته به رژیم: یکی از رهبران جنبش نهضت اسلامی تونس در باره نادیده گرفتن گروه های اسلامی فعال در عرصه تونس هشدار داد و گفت: اقدامات مشکوکی در این زمینه در جریان است.

"علی عریض" روز شنبه درگفتگو با شبکه خبری العالم با اشاره به تلاش های گروهای اسلامی ازجمله جنبش نهضت اسلامی تونس در زمینه مبارزه با استبداد و ستم افزود: در شرایطی برخی اقدامات برای نادیده گرفتن بعضی گروه های اسلامی در حال وقوع است که جنبش های اسلامی در کنار مردم برای تحقق آزادی و عدالت اجتماعی حضوری فعال دارند.

عریض خاطرنشان کرد: اطلاعات دقیقی درباره موضع همه گروه های سیاسی ندارم ولی نظام موقت به دنبال خروج رییس جمهور از کشور، تا کنون تماسی با ما نداشته و در زمینه حکومت مشورتی با ما نکرده است.


کلمات کلیدی: آزادی در تونس
 
یک شکست دیگر برای "فصل الخطاب"
ساعت ۱٠:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/٢٦ 

منصور امان

در حالی که هنوز و پس از گُذشت چهار ماه از تشکیل یک "کار گُروه" برای حل اختلاف دولت و مجلس، هیچ نشانی از نتیجه و تاثیر این ابتکار آقای خامنه ای به چشم نمی خورد، اختلاف بین قوای مُقننه و مُجریه جمهوری اسلامی، اکنون یک پله بالاتر رفته و به اُرگان فرادستی مجمع تشخیص مصلحت نظام گُسترش یافته است.

روز گُذشته (شنبه) یک عُضو مجمع مزبور از تصمیم گیری پیرامون نحوه انتخاب رییس بانک مرکزی خبر داد. آقای مُحمد هاشمی همزمان افزود که تصمیم اتخاذ شده در جلسه فوق العاده مجمع تشخیص مصلحت بعدا اعلام خواهد شد.

آقای احمدی نژاد، گُماشته ولی فقیه بر مسند ریاست جمهوری در تلاش برای جلوگیری از ورود اُرگان تحت ریاست آقای رفسنجانی به جدال دولت با مجلس، هفته پیش با ارجاع داوری به آن مُخالفت کرد و تصمیمهای اتخاذ شده ی مجمع پیرامون موارد اختلاف را پیشاپیش "خلاف قانون اساسی" اعلام داشت. وی همچنین به مجلس و مجمع تشخیص مصلحت اولتیماتوم داد، باید این مساله را "اصلاح" کنند.

کشیده شدن نزاع بین فراکسیونهای رقیب باند ولایت به مجمع تشخیص مصلحت، شکست راه حل میانجی گرانه آیت الله خامنه ای را مُهر می کند. این امر می تواند ضربه دیگری به اتوریته "رهبر" به شمار آید که در کشاکش بین گرایشهای درون باند خود، به گونه مُداوم در حال پرداخت جریمه از صندوق "فصل الخطاب" است.

تنها تاثیر مُشاهده پذیری که ابتکار وی توانست ارایه کند، دامن زدن به یک اختلاف جدید و درگیر ساختن مجلس و شورای نگهبان با یکدیگر بود؛ زمانی که آیت الله جنتی و همکاران برحسب عادت، دست به تقلُب زده و درصدد تراشیدن محاسن همریشان اصولگرای خود بودند وبا مُقاومت آنها روبرو شدند.

با اینکه روشن نیست آقای جنتی به دستور رییس خود تردستی لو رفته اش را روی صحنه برد یا نه اما آشکار این است که مانُور بوروکراتیک آقای خامنه ای برای جلوگیری از ادامه بازی و به احتمال، اعلام نتیجه آن (به سود هر طرف) در زمین رقیبش، آقای رفسنجانی بی فایده مانده و به کارنامه ناکامیهای وی پس از خیزش 88 افزوده می شود.   


کلمات کلیدی: مقاله ها و مقوله ها
 
رنج‌های یک سرنوشت مشترک: پهلوی‌ها و مردم ایران
ساعت ٩:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/٢٥ 

پهلوی‌ها از زاویه خانوادگی، اجتماعی و روانی زندگی مشابهی مانند هر آن ایرانی‌ای را تجربه کرده‌اند که مجبور به ترک میهن خود و زندگی در تبعید شده‌اند. این را تراژدی و رنج دو خودکشی ثابت می‌کند. بعلاوه، سایه تروریسم جمهوری اسلامی نیز که در همان اوایل شهریار شفیق، فرزند اشرف پهلوی را در پاریس از میان برداشت هرگز از سر این خانواده کنار نرفت. با خروج پهلوی‌ها از ایران، هم جنایتی بزرگ از رژیم اسلامی کاسته ماند و هم یک امکان مهم در خدمت به جنبش آزادی‌خواهی ایرانیان از بین نرفت. امکانی که وجودش سبب شد تا صحنه سیاست ایران در انحصار آنهایی باقی نماند که در شکل‌گیری رژیم کنونی همکاری خالصانه داشتند.
*****

کیهان لندن 13 ژانویه 2011
الاهه بقراط
www.alefbe.com
www.kayhanlondon.com

 


کلمات کلیدی: الاهه بقراط
 
← صفحه بعد
 
 
 

Share |