وبلاگ؛ آنگاه که ترس و وحشت بر انسان مستولی می شود..
ساعت ۱:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/۳۱ 

وبلاگ دولت ملی

پاسخی به خامنه ای و فتوایش : هر چه پست تر خود بزرگ بین تر

اظهار فضلی نمودی و نامش را فتوا گذاردی و به خیالت عالمی را تکان دادی؟فتوای رسوای شهر منتشر گشت که از عدم مشروعیت پریشان بود و می کوشید به هر ترفندی و به هر روشی اندکی آن را گدایی کند و در این بازار مکاره راهی جز صدور فتوا ندید.فتوایش صادر شد که ای مردم بدانید و آگاه باشید که من بعنوان ولی فقیه شما ،ولی فقیهی که نایب بر حق امام زمان است حکومت می کنم نه بعنوان یک فرد سیاسی .من رسوای شهر نیستم و نیازی به مشروعیت ندارم چرا که آن را نه از طریق شما که از طریق ارتباطات متافیزیکی بدست می آورم .رسوای شهر فتوا داد تا بگوید که اگر چه در اطرافش لرزه هایی با ریشتر بالا پدید آمده و ویرانی های جبران ناپذیر از خود بجای گذاشت اما وی خواهد کوشید تا بر این ویرانه ها کاخهایش را مجددا بنا کند اما غافل است که زمین زیر پایش چنان آب به خود گرفته و سست شده که دیگر توانی برای ماندن ندارد و روزی نیست که بخشی ازان ریزش نکند.
رسوای شهر پیام داد که اوست که بر دلها حکم می راند و همه دانستند که مقصودش کدام دلهاست؟همه دانستند که از دل مادر سهراب و ندا آگاه است و بر دل زخم خورده این مادران داغدار مرحم.اما این پندار اوست نه واقعیت ماجرا .چرا که نام وی چنان در این جنایات عجین گشته که شاید نتوان آن را از این جنایات جدا نمود.
گویند آنگاه که ترس و وحشت بر انسان مستولی می شود چنان مخیله اش از کار می افتد که دیگر در عالم وهم خود، سخنها می گوید که به سختی بتوان آن را پذیرفت و اینک این رسوای شهر ما نیز دچار این توهمات گردیده است.
آسد علی روزگاری سخت می گذرانی چرا که هنوز تاوان خونهای به ناحق ریخته را پس ندادی و منتظر باش که تاوان بسیار سنگینی باید پس دهی .این سخنان وهم آلودی که برون می دهی تنها بیان کننده میزان وحشت و عمق سردرگمی ات است و بس .


کلمات کلیدی: وبلاگ
 
 
 
 

Share |