پیش از استانبول، بعد از آن است

منصور امان

یک هفته پیش از آغاز نشست گروه مشهور به 1+5 و جمهوری اسلامی در استانبول، دو طرف به استحکام مواضع خود می پردازند؛ امری که میزان انتظار از نتایج این دیدار را نیز ارزیابی پذیر می کند.

ایالات مُتحده روز پنجشنبه و در آستانه برگُزاری نشست مزبور، کمربند تحریمهای خود بر کمر طرف گُفت وگوی اش را تنگ تر کرد و از طریق وارد کردن 24 شرکت "پوششی" آن به لیست سیاه خویش، شُمار دیگری از منفذهای تنفُس مصنوعی جمهوری اسلامی را مسدود نمود.

یک روز پیش تر از این نیز وزارت خزانه داری آمریکا اعلام داشته بود که فشار بر روند فروش نفت و گاز رژیم ایران که "شاهرگ برنامه اتُمی" آن محسوب می شود را افزایش خواهد داد. این حرکتی است که نشانه جدی بودن آن را از تصمیم بانک مرکزی هند در ابتدای همین ماه مبنی بر توقُف مُعاملات خود با جمهوری اسلامی می توان تخمین زد. اقدام مزبور بیش از واردات 11 میلیارد دُلاری نفت از ایران، بر سرمایه گُذاری این کشور در بخش نفت و گاز جمهوری اسلامی تاثیر خواهد داشت.

آنچه که رژیم ولایت فقیه برای تقویت موضع خود پیش از رفتن به استانبول انجام داده، به لحاظ عملی و میزان تاثیرگُذاری بر طرفهای خود، در سطح پایین تری قرار داشته است. برجسته ترین حرکت جمهوری اسلامی در این راستا، ترتیب دادن یک تور هسته ای با هدف گُشودن پنجره برای خروج آن دسته از تحریم گرانی بود که مزه منافع تجارت آسان با رژیم ایران را هنوز زیر زبان دارند.

این راه حل اما فقط در طرح هزینه ساز آن باقی ماند زیرا روسیه و چین، دو کشوری که سور هسته ای در حقیقت برای آنها بر پا شده بود، علاقه ای به نقش آفرینی در تیاتری که پُشت صحنه آن روی سن جریان می یافت، نشان ندادند.

بی اعتنایی مُشترک طرفهای خارجی رژیم مُلاها به مانُور آن، می بایست حتی برای بی استعداد ترین دلال حُجره ای زیر طاق ولایت نیز دو نُکته را روشن کرده باشد؛ نخُست، موضوع روی میز تلاش "نظام" در جهت دستیابی به جنگ افزار هسته ای است و آن را نمی شود جا به جا کرد، سپس، کانال حل وفصل موضوع، اعضای دایمی شورای امنیت سازمان ملل آن باضافه آلمان هستند و مسیرهای دیگر مسدود است.

نشست استانبول، رویارویی دو طرفی است که از پس سنگرهای یاد شده با یکدیگر سُخن خواهند گُفت. بنابراین، نه فقط در مورد نتایج این نشست بلکه، در اساس در مورد سرنوشت بُحران هسته ای رژیم جمهوری اسلامی، پُرسش اصلی به توانایی در حفظ مواضع و سنگرها بر می گردد. از این زاویه، توپ در زمین آقای خامنه ای و شُرکا است و آنها ناچارند فراتر از کباده کشی لفظی، هر کارتی که در آستین دارند را بازی کنند. 

/ 0 نظر / 8 بازدید